کتابخانه یاس 📚

درباره بلاگ
کتابخانه یاس 📚

"کتابخانه یاس" بریده هایی است، از کتاب هایِ خوبی که خوانده ام! (ممکن است با تمامِ عقائدی که در کتابی عنوان میشود، موافق نباشم! و صرفا به دلیلِ خوب بودنِ اکثرِ مطالبِ کتاب، آن را معرفی کنم!)

+ من مسئولیتی در قبالِ تفکر و عقیده ی نویسندگان، خارج از دنیای کتاب ها ندارم!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

به نامِ خدا

 

آپدیت هفتگی

 

+ 11 بهمن ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 189 / صبر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن را که شکیبایی نجات ندهد بی تابی هلاکش سازد.

 

+ 10 بهمن ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 188 / ایستادگی در برابر حق)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر که در برابر حق قد علم کند نابود گردد.

 

+ 9 بهمن ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 187 / نزدیکی سفر آخرت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: کوچ کردن [از دنیا به سوی آخرت] نزدیک است.

 

+ 8 بهمن ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 186 / آغازکننده ی ستم)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که آغاز به ستم می کند فردا دستش را به دندان خواهد گزید.

 

+ 7 بهمن ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 185 / حقانیت امیرالمؤمنین علی علیه السلام)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: نه من دروغ گفتم و نه به من دروغ گفتند، نه گمراه شدم و نه کسی را گمراه ساختم.

 

+ 6 بهمن ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 184 / یقین امیرالمؤمنین علی علیه السلام)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: از آن وقت که حق را به من نمایاندند در آن تردید نکردم.

 

+ 5 بهمن ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 183 / اختلاف)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: دو دعوت که بر خلاف هم باشند ناچار یکی از آنها گمراهی است.

 

+ 4 بهمن ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 182 / سکوت و سخن نابجا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: سکوت از گفتار خردمندانه خیری در بر ندارد، چنان که در سخن جاهلانه خیری وجود ندارد.

 

+ 3 بهمن ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 181 / ثمره ی سستی در کارها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: میوه ی کوتاهی در امور ندامت است و میوه ی دوراندیشی سلامت است.

 

+ 2 بهمن ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 180 / طمع)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: طمع بردگیِ همیشگی است.

 

+ 1 بهمن ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 179 / لجاجت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: لجاجت و ستیزه جویی تدبیر را تباه می کند.

 

+ 30 دی ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 178 / راه کندن ریشه ی بدی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: ریشه ی بدی را با برکندن آن از سینه ی خود، از سینه ی دیگران بدر آور.

 

+ 29 دی ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 177 / شیوه ی تنبیه بدکار)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار بیازار [و از کار زشت بازدار].

 

+ 28 دی ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 176 / ابزار ریاست)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: ابزار سیاست [و مدیریت] وسعت نظر [و قدرت تحمل سختی ها] است.

 

+ 27 دی ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 175 / روش برخورد با امور دشوار)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر گاه از چیزی ترسیدی خود را درون آن افکن، زیرا سختی پرهیز از آن بزرگتر از چیزی است که از آن می ترسی.

 

+ 26 دی ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 174 / خشم هم برای خدا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که برای خشنودی خدا نیزه ی خشم را تیز سازد بر کُشتن اهل باطل، هر اندازه نیرومند هم که باشند، توانا شود.

 

+ 25 دی ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 173 / بهره مندی از اندیشه های معتبر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که به آراء معتبر روی آورد موارد خطا را بشناسد.

 

+ 24 دی ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 172 / دشمنی با نادانسته ها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند.

 

+ 23 دی ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 171 / لقمه ی حرام)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: بسا یک خوردنِ [نامناسب]، که انسان را از خوردن های بسیار باز دارد.

 

+ 22 دی ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 170 / ترک گناه و توبه)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: ترک گناه آسان تر از درخواست توبه است.

 

+ 21 دی ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 169 / روشن بودن حقیقت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: برای کسی که دو چشمِ باز و بینا دارد، صبح روشن است.

 

+ 20 دی ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 168 / نزدیک بودن مرگ)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: مرگ نزدیک است، و مدت مصاحبت [با دنیا] کوتاه است.

 

+ 19 دی ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 167 / زیانِ خودپسندی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: خودپسندی از فزونی [و پیشرفت] باز دارد.

 

+ 18 دی ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 166 / پرهیز از تجاوز به حقوق دیگران)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: مرد را به سبب تأخیر در گرفتن حقش نکوهش نکنند، کسی نکوهش می شود که چیزی بگیرد که از آنِ او نباشد.

(به گفته ی ابن ابی الحدید، امام این سخن را در پاسخ به کسی گفت که بر وی خرده گرفت که: «چرا حقِ امامت را که از آنِ توست دیر طلب کردی؟»)

 

+ 17 دی ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 165 / محدوده ی اطاعت از مخلوق)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: فرمانبرداری از مخلوق در راه معصیت خالق روا نیست.

 

+ 16 دی ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 164 / روش برخورد با متجاوزان)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که حقِ حق ناشناسی را ادا کند، او را بندگی کرده است.

 

+ 15 دی ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 163 / فقر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: تنگدستی مرگِ بزرگ تر است.

 

+ 14 دی ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 162 / نهان داشتن اسرار خویش)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که راز خود را نهان ساخت، اختیار را در دست خود گذاشت.

 

+ 13 دی ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 161 / اهمیت مشورت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که خود رأی شد هلاک گشت، و آن که با مردان شایسته مشورت کرد خود را در خِرَد ایشان شریک ساخت.

 

+ 12 دی ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 160 / فرمانروایی و خودکامگی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که به فرمانروایی رسید خودکامه گردید.

 

+ 11 دی ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 159 / حضور در مواضع تهمت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر که در مواضع تهمت [= جاهایی که موجب بدگمانی است] حضور یافت حق ندارد کسی را که به او گمان بد برده است نکوهش کند.

 

+ 10 دی ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 158 / نکوهش با احسان)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: برادرت را با احسان به او نکوهش کن، و با بخشش به او شرّش را به خودش بازگردان.

 

+ 9 دی ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 157 / اتمام حجّت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: حقیقت به شما نشان داده شد اگر ببینید، و هدایت شدید اگر پذیرای آن باشید، و به شما شنواندند اگر بشنوید.

 

+ 8 دی ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 156 / اطاعت از ولیّ خدا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: از کسی که عذری در عدم شناخت او ندارید، اطاعت کنید.

 

+ 7 دی ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 155 / وفای به عهد)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به پایه های استوار پیمان چنگ زنید [و به عهد خود وفادار بمانید.]

 

+ 6 دی ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 154 / خشنودی از گناه)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که از کار قومی خشنود است مانند کسی است که در انجام آن کار همراه ایشان بوده است. و هر کس در کار باطلی شرکت جوید دو گناه دارد: گناه انجام دادن آن، و گناه خشنودی از آن.

 

+ 5 دی ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 153 / صبر در کار)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: انسان شکیبا سرانجام به مقصود برسد هر چند زمانی دراز بگذرد.

 

+ 4 دی ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 152 / زوال نعمت ها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر نعمتی که روی آورد برگشتی دارد، و آنچه برمی گردد گویی نبوده است.

 

+ 3 دی ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 151 / پایان کار)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر انسانی سرانجامی شیرین و یا تلخ دارد.

 

+ 2 دی ماه 98، روز دوشنبه: 

(حکمت 150 / هشدارها و اندرزها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام به کسی که از او موعظه خواست، فرمود: از کسانی نباش که بدون عمل دل به آخرت بسته، و به واسطه ی آرزوی طولانی توبه را به تأخیر انداخته، درباره ی دنیا سخن زاهدان را می گوید، اما همچون دنیا دوستان عمل می کند. اگر از دنیا به او دهند سیر نگردد، و اگر از آن محرومش کنند قانع نگردد. از شکر آنچه به او داده شده ناتوان است، و در آنچه باقیمانده زیاده خواه است. از بدی بازمی دارد و خود بازنمی ایستد، و به آنچه خود نمی کند فرمان می دهد. صالحان را دوست دارد اما مانند آنان عمل نمی کند، و گناه کاران را دشمن دارد در حالی خود از ایشان است. در اثر زیادی گناهان مرگ را ناخوش دارد، و بر کاری که به خاطر آن از مرگ می هراسد می ایستد [و آن را ترک نمی کند.] اگر بیمار شود [از کارهای بدش] نادم می گردد، و اگر سلامت یابد با احساس امنیت به لهو پردازد. هرگاه در عافیت باشد دچار خودپسندی شود، و هرگاه به بلا گرفتار آید ناامید گردد. اگر مصیبتی به او رسد با اضطرار خدا را خواند، و اگر در آسایش باشد با غرور از خدا روی بگرداند. هوای نفس در انجام آنچه به آن گمان دارد، بر ایشان چیره شود، اما او در انجام آنچه به آن یقین دارد بر هوای نفس غالب نشود. بر دیگران به کمتر از گناه خویش بترسد، و به پاداشی بیش از مقدار عملش امید بندد. اگر بی نیاز شود سرکشی کند و فریفته گردد، و اگر نیازمند شود ناامید و سست گردد. هنگام عمل کوتاهی کند، و هنگام تقاضا زیاده خواهد. اگر با شهوتی رویارو شود گناه را مقدّم می دارد و توبه را به تأخیر می اندازد، و اگر به رنج افتد از وظایف دینی خود دور می گردد. عبرت آموزی را [برای دیگران] وصف می کند و خود عبرت نمی گیرد. در اندرز دادن مبالغه می کند و خود اندرز نمی پذیرد. به سخن گفتن خود می نازد [یا: در سخن، خود را برتر می پندارد]، و به کار نیک کمتر می پردازد. به آنچه ناپایدار است تمایل دارد، و در آنچه پایدار است سهل انگاری می ورزد. غنیمت [= انفاق در راه خدا] را خسارت، و خسارت [= امساک از انفاق] را غنیمت می شمارد. از مرگ می ترسد، و پیش از فوت فرصت به کار نمی پردازد. گناه دیگران را بزرگ می شمارد در حالی خود بزرگ تر از آن را مرتکب می شود و کوچک به حساب می آورد، و طاعت خویش را بزرگ می شمارد در حالی که همان را از دیگران ناچیز می انگارد. در نتیجه، مردم را سرزنش می کند، و در حق خویش آسان می گیرد. به لهو پرداختن با توانگران نزد او شیرین تر از یاد خدا کردن با تنگدستان است. به زیان دیگران و به سود خود داوری می کند، دیگران را راهنمایی و خود را گمراه می سازد. پس دیگران از او فرمان برند، و او خدا را نافرمانی می کند. حق خود را کامل می ستاند و حق دیگران را کامل نمی دهد. در غیر راه خدا از مردم بیم دارد اما در حق مردم از خدا بیم ندارد.

(سید رضی: اگر در این کتاب جز این گفتار نبود برای اندرز سودمند، و حکمت رسا، و بصیرتِ انسان بصیر، و عبرت آموزی برای نگرنده ی اندیشنده کافی بود.)

 

+ 1 دی ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 149 / اهمیت خودشناسی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که اندازه ی خویش ندانست به هلاکت رسید.

 

+ 30 آذر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 148 / زبان، بروز دهنده ی شخصیت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: [شخصیت] آدمی زیر زبان او نهفته است.

 

+ 29 آذر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 147 / آسیب شناسی گروه های گوناگون مردم)

سخنی از امیرالمؤمنین خطاب به کمیل پسر زیاد نخعی. کمیل (از یاران خاص امیرمؤمنان علیه السلام است. به سال 12 هجرت به دنیا آمد، در صفین در رکاب امام جنگید و از کارگزاران آن حضرت بود. دعای معروف کمیل از او روایت شده است. او در سال 82 به دستور حجاج کشته شد.) پسر زیاد گفت: امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام دستم را گرفت و مرا به بیابان برد، چون به صحرا رسید آهی دراز [حاکی از غمی جانکاه] کشید، آنگاه فرمود: ای کمیل، این قلوب ظرف هایی است، و بهترین آنها نگاهدارنده ترین آنهاست، پس آنچه را برایت می گویم به خاطر سپار. مردم سه دسته اند؛ دانای خداشناس، آموزنده بر راه نجات، مگسانی [یا: فرومایگانی] سرگردان در هوا که در پی هر صدایی روند، و با هر باد به سویی گرایند، نه از نور دانش روشنی گرفته اند، و نه به پایه ای استوار پناه برده اند. ای کمیل، دانش بهتر از مال است. دانش تو را حفظ می کند، و تو ثروت را. مال را هزینه کردن می کاهد، و دانش را مصرف کردن [و منتشر ساختن] می افزاید. پرورده ی مال [= آنچه با بذل مال به دست می آید] با زوال مال از بین می رود. ای کمیل، پسر زیاد، شناختِ [فضیلتِ] دانش، دین است که برای آن پاداش دهند [یا: بدان گردن باید نهاد]. با دانش است که انسان در زندگانی اش طاعت فراهم می کند، و پس از مرگش نام نیک به جای می گذارد. دانش فرمانده است و مال فرمانبردار. ای کمیل، پسر زیاد، مال اندوزان در همان حال که زنده اند، مرده اند، و عالمان تا وقتی که روزگار باقی است، پاینده اند. بدن هاشان [پس از مرگشان] ناپیداست، و آثارشان [یا: شخصیتشان] در قلب ها موجود است. بدان که در اینجا [و به سینه ی خود اشاره فرمود] دانش فراوانی است، اگر حاملانی برای آن می یافتم [به آنان می آموختم.] آری، فرد تیزهوش برای آن یافتم، محلّ اعتماد نبود، کسی بود که دین را وسیله ای برای دنیا ساخته، و با نعمت های خدا بر بندگانش بزرگی نموده، با حجت های او بر اولیائش فخر می فروخت، یا دیگری را می بینم که فرمانبردار حاملانِ [پیام] حق است، اما به اطراف و جوانب حق بصیرت ندارد، با اولین شبهه ای که مواجه می شود شک در دلش پدیدار می گردد. بدان، نه این [سزاوار آن دانش است] و نه آن. یا فردی را می یابم که سخت در پی لذت است، و زمام خویش را در اختیار شهوت نهاده. یا کسی که شیفته ی گِرد آوردن و انباشتن ثروت گشته. این دو تن هیچ اندازه پاسداری از دین نکنند. شبیه ترین موجود به اینان چهارپایان چرنده در علفزارند. این گونه دانش با مرگ حاملان آن می میرد. آری، زمین از کسی که برای خدا با حجت بپا خیزد، خالی نمی ماند، او یا نمایان و شناخته شده است، یا ترسان و پنهان، [او هست] تا حجت ها و نشانه های روشن خدا باطل نگردد. اینان چند تن اند؟ و کجایند؟ به خدا سوگند که عددشان اندک، اما منزلتشان نزد خداوند بسیار بزرگ است. خداوند توسط ایشان حجت ها و نشانه هایش را نگاه می دارد، تا زمانی که آن را به کسانی همچون خود سپارند، و بذرش را در قلب هایشان بکارند. علم با بصیرت حقیقی به سوی ایشان هجوم آورده، و روح یقین را با خود همراه ساخته اند، آنچه را نازپروردگان برخوردار سخت و دشوار می شمارند [= طعام ساده و لباس خشن و مانند آن] آسان یافته اند، و به آنچه نادانان از آن در هراس اند، اُنس گرفته اند، با تن هایی همنشین دنیایند که ارواحشان به ملأ اعلی آویخته است. اینان جانشینان خداوند در زمین، و دعوت کنندگان مردم به دین خداوند هستند. آه، آه، که چه آرزومند دیدار آنانم! ای کمیل، هر گاه که خواستی بازگرد.

 

+ 28 آذر ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 146 / راه حفظ ایمان و دفع بلا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: ایمان خود را با صدقه نگاه دارید، دارایی هایتان را با زکات محفوظ سازید. و امواج بلا و گرفتاری را با دعا از خود دور نمایید.

 

+ 27 آذر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 145 / روزه و نمازِ بی ثمر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: بسا روزه داری که از روزه اش جز گرسنگی و تشنه کامی بهره ای نبرد. و بسا نمازگزاری که از نمازش جز بیداری و رنج حظی نبرد، خوشا خواب زیرکان و خوشا افطار آنان.

 

+ 26 آذر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 144 / صبر در مصیبت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: شکیبایی به مقدار گرفتاری و مصیبت می رسد. کسی که هنگام مصیبت دست بر پا کوبد [و ناله و فغان سر دهد] عملش [یا: پاداشش] تباه می گردد.

 

+ 25 آذر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 143 / نیمی از پیری)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: غصه خوردن نیمی از پیری [و فرسودگی] است.

 

+ 24 آذر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 142 / دوستی ورزیدن)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: دوستی ورزیدن نیمی از عقل است.

 

+ 23 آذر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 141 / کمی نانخور)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: کمی عائله [= نانخور] یکی از دو راحتی است.

 

+ 22 آذر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 140 / میانه روی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: کسی که میانه روی پیشه سازد فقیر نگردد.

 

+ 21 آذر ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 139 / به اندازه ی دنیا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: یاری خدا [یا: روزی] آن اندازه رسد که بدان نیاز افتد.

 

+ 20 آذر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 138 / سخاوت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: کسی که یقین به عوض [و پاداش] دارد با سخاوت خواهد شد.

 

+ 19 آذر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 137 / صدقه)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: روزی را با صدقه دادن فرود آورید.

 

+ 18 آذر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 136 / نماز، حج، زکات، جهاد)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: نماز مایه ی تقرّبِ [یا: قربانیِ] پرهیزکاران است. حجّ جهاد ناتوانان است. برای هر چیز زکاتی است، و زکات بدن روزه است. جهاد زن خوب شوهرداری کردن است.

 

+ 17 آذر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 135 / چهار جفت ملازم)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر که را چهار چیز عطایش کنند از چهار چیز محرومش نسازند. کسی را که دعا بخشند از اجابت محروم نسازند. کسی را که توبه دهند، از پذیرش محروم نکنند. کسی را که استغفار عطا کنند، از آمرزیدن بی بهره نکنند. و کسی را که شکر بخشند از اضافه شدن نعمت محروم ننمایند.

(سید رضی: شاهد این مدعا در کتاب خدای متعال است. خدای عزّوجلّ درباره دعا فرمود: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم». [غافر/50] درباره استغفار فرمود: «هر کس بد کند یا بر خودش ستم نماید آن گاه از خداوند آمرزش بخواهد خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.» [نساء/110] و درباره شکر فرمود: «اگر شاکر باشید [نعمت های] شما را می افزایم». [ابراهیم/7] و درباره توبه فرمود: «بازگشت به خدا برای کسانی است که از روی جهالت عمل نادرستی انجام می دهند سپس به زودی توبه می کنند. خداوند توبه ایشان را می پذیرد و خداوند دانا و حکیم است». [نساء/17]

 

+ 16 آذر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 134 / دوست حقیقی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: دوست آنگاه دوست [حقیقی] است که برادر خود را در سه موقعیت بپاید: گرفتاری، پشت سر، پس از مردن.

 

+ 15 آذر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 133 / آن که خود را به دنیا فروخت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: دنیا سرای عبور است نه خانه ی ماندن، مردم در آن دو گونه اند: یکی آن که خود را به [دنیا] فروخت و خود را تباه ساخت، و دیگری آن که خود را خرید و آزاد ساخت.

 

+ 14 آذر ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 132 / بانگ هر روز فرشته)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: خداوند فرشته ای دارد که هر روز فریاد می کند: بزایید برای مردن، مال جمع کنید برای نابود شدن، و بسازید برای ویران گشتن.

 

+ 13 آذر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 131 / نکوهش نکوهنده ی دنیا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام وقتی شنید مردی دنیا را نکوهش می کند، فرمود: ای کسی که دنیا را نکوهش می کنی، اما خود فریفته ی مکر او گشته ای، با باطل هایش فریب خورده ای. آیا خود فریفته ی دنیایی آنگاه آن را نکوهش می کنی؟ آیا تو دنیا را گناهکار می شماری یا دنیا تو را؟ کی دنیا تو را به لغزش کشاند، و کی تو را فریفت؟ آیا دنیا تو را با گورهای پدرانت که در آن پوسیدند تو را فریفت؟ یا با خوابگاه مادرانت که در زیر خاک آرمیدند؟ چند بیمار را با دست های خود خدمت کردی؟ و چند مریض را پرستاری نمودی؟ شفای آنان را می جُستی، و از پزشکان داروهای درد ایشان را خواستار بودی. اما فردا که می شد داروی تو در بهبود آنان تأثیری نداشت، و گریه ات به حال آنان سودمند نمی شد، و ترس تو به حال هیچ یک از آنان فایده ای نمی بخشید، و به آنچه در حق وی خواستار آن بودی، دست نمی یافتی، و مرگ را با توان خود از او دور نساختی. دنیا از آن بیماران برای تو نمونه ای ساخت و پرداخت، با از پا افتادن آنان هلاکت تو را به تو نمایاند. دنیا خانه ی راستی است برای کسی که او را راستگو دانست، سرای عافیت [و تندرستی] است برای کسی که آن را شناخت و فهمید، خانه ی توانگری است برای کسی که از آن توشه گرفت، و جایگاه اندرز است برای کسی که پند پذیرد. سجده گاه دوستان خدا، مصلّای فرشتگان حق، محل نزول وحی خدا، و تجارتخانه ی اولیای حق است، که در آن رحمت به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. چه کسی دنیا را نکوهش می کند در حالی که بانگ برداشته که جدا شدنی است، و فریاد برآورده که نخواهد ماند، و اعلام کرده که خود و اهلش خواهند مرد. دنیا با رنج و محنت خود نمونه ای از رنج های آخرت ترسیم کرد، و با شادی خود به شادمانی آخرت تشویق کرد. شامگاه را به سلامت گذراند و بامداد با مصیبتی سخت بازگشت، تا مشتاق سازد، بیم دهد، بترساند، و پرهیز دهد. مردانی دنیا را در بامدادِ ندامت سرزنش کنند، و دیگران روز رستاخیز آن را ستایش کنند، همان کسانی که دنیا آنان را یادآور شد و آنان متذکر شدند، با آنان سخن گفت و آنان سخنش را راست شمردند، اندرزشان داد و آنان پندش را پذیرا گشتند.

 

+ 12 آذر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 130 / گفت و گو با مردگان)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام هنگامی که از صفّین بازگشت به گورهای بیرون کوفه نگریست و فرمود: ای ساکنان سراهای هراسناک، و محل های بی آب و گیاه، و گورهای تاریک، ای در خاک خفتگان، ای بی کسان، ای تنهایان، ای وحشت زدگان، شما پیش از ما رفتید و ما در پی شما می آییم. خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، و همسرانتان را دیگران به همسری گرفتند، و دارایی هایتان را [وارثان] میان خویش تقسیم کردند. این گزارش آن چیزی است که نزد ماست، پس نزد شما چه خبر است؟ آنگاه امام رو به یارانش کرد و فرمود: اگر به آنان اجازه ی سخن داده می شد، به شما می گفتند که بهترین توشه پارسایی است.

 

+ 11 آذر ماه 98، روز دوشنبه: 

(حکمت 129 / بزرگی آفریننده و کوچکی آفریده)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: عظمت آفریننده ی هستی نزد تو، آفریده را در دیده ات کوچک می کند.

 

+ 10 آذر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 128 / آغاز و پایان سرما)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: در آغاز سرما خود را از آن مواظبت نمایید و در پایانش از آن استقبال کنید، که سرما با بدن ها همان کند که با درختان، آغازش می سوزاند و پایانش برگ می رویاند.

 

+ 9 آذر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 127 / کوتاهی در عمل)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: آن که در عمل کوتاهی و کاهلی کند دچار غم و اندوه گردد. آن را که در مال و جانش سهمی برای خدا نیست خدا را به او نیازی نیست.

 

+ 8 آذر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 126 / اظهار شگفتی از چند تن)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: از انسان بخیل در شگفتم که به سوی همان فقری می شتابد که از آن می گریخت، و همان توانگریی را از دست می دهد که در طلب آن بود. در دنیا مانند تنگدستان زندگی را می گذراند، و در آخرت مانند توانگران از او حساب می کشند. از متکبری در شگفتم که دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری خواهد شد. در شگفتم از کسی که در وجود خدا شک می کند در حالی که آفریده ی خدا را می بیند. در شگفتم از کسی که مرگ را از یاد برده در حالی که کسانی را که می میرند می بیند. در شگفتم از کسی که آخرت را انکار می کند در حالی که دنیا را می بیند. در شگفتم از کسی که سرای ناپایدار را آباد می سازد و سرای پایدار را وا می گذارد.

 

+ 7 آذر ماه 98، روز پنجشنبه:

(حکمت 125 / تعریف اسلام)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: اسلام را چنان تعریف کنم که احدی پیش از من نکرده باشد: اسلام همان تسلیم [و سرسپردگی] است، تسلیم همان یقین [و باور قطعی] است، یقین همان تصدیق [و راست دانستن احکام خدا] است، و تصدیق همان اقرار [به آن احکام] است، و اقرار همان ادای [وظیفه] است و ادا نمودن همان عمل کردن است.

 

+ 6 آذر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 124 / غیرت زن و شوهر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: غیرت ورزیدن زن [بر شوهرش] کفر است، و غیرت ورزیدن مرد [بر همسرش] ایمان است.

 

+ 5 آذر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 123 / الگوها)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: خوشا به حال کسی که نفس خویش را خوار داند، کسبش پاک، باطنش خوب و اخلاقش نیکو باشد، زیاده ی مال خویش را ببخشد، و سخنان زیاده نگوید، شرّ خود را از مردم بازدارد، عمل به سنّت پیامبر برایش کافی [یا: آسان] باشد، و به بدعت متهم نباشد.

سید رضی: بعضی این فراز و نیز فراز پیشین را از سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دانسته اند.

 

+ 4 آذر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 122 / عبرت از مرگ یاران)

وقتی امیرالمؤمنین علی علیه السلام جنازه ای را تشییع می کرد، صدای خنده ی مردی را شنید، فرمود: گویا مرگ را در این دنیا تنها برای دیگران نوشته اند، و گویا حق را در آن بر دیگران واجب کرده اند، و گویا مردگانی که می بینیم مسافرانی هستند که خیلی زود به سوی ما بازمی گردند. آنان را درون گورهایشان می گذاریم، و میراثشان را می خوریم، انگار ما پس از ایشان جاودانه هستیم، که اندرز هر پند دهنده ای را فراموش کرده ایم و در نتیجه گرفتار قهر بلا و آفت شده ایم.

 

+ 3 آذر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 121 / دو گونه عمل)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: چقدر این دو گونه عمل متفاوتند: عملی که لذتش برود و کیفر و زیانش بماند، و عملی که رنج آن بگذرد و پاداشش بماند.

 

+ 2 آذر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 120 / ویژگی های قبایل قریش)

از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی قریش پرسش شد، فرمود: اما خاندان مخزوم، گُل خوشبوی قریش اند، سخن گفتن با مردانشان و ازدواج با زنانشان را دوست داریم. اما خاندان عبدشمس دوراندیش تر و در مواجهه ی با رویدادها توانمندترند. و اما ما [خاندان هاشم] در آنچه به دست داریم بخشنده تر و هنگام مرگ [در میدان نبرد] در جانفشانی جوانمردتریم. خاندان عبدشمس تعدادشان بیشتر، فریبکارتر و زشت کردارترند، و ما در سخن فصیح تر، و خیرخواه تر و گشاده رو تریم.

 

+ 1 آذر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 119 / داستان دنیا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: داستان دنیا داستان مار است، که چون آن را لمس کنی نرم است، در حالی که درونش سمّ کشنده است، فریب خورده ی نادان به آن روی آورد، و خردمند دانا از آن دوری نماید.

 

+ 30 آبان ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 118 / از دست دادن فرصت)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: تباه کردن فرصت مایه ی اندوه است.

 

+ 29 آبان ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 117 / هلاک شدگان)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: دو تن در رابطه ی با من تباه گشتند: دوستی که غلوّ و زیاده روی کرد، و دشمنی که از حدّ گذشت.

 

+ 28 آبان ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 116 / انواع امتحان)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: بسا کسی که با نعمتی که به او داده شده، به دام افتاده، (استدراج مکر پوشیده و نهان است، بدین گونه که خداوند نعمت فراوان به بنده عطا می کند تا در اثر رفاه و آسایش بی حد غرق در خوشی شود و خدا را کاملاً از یاد ببرد.) و در اثر پرده پوشی بر گناهش فریفته گشته، و با تمجیدی که از وی شده فریب خورده. خداوند هیچ کس را با مثل مهلت دادن به وی نیازموده [و به فتنه دچار نساخته].

 

+ 27 آبان ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 115 / ناپایداری دنیا)

از امیرالمؤمنین علی علیه السلام سؤال شد: ای امیر مؤمنان، خود را چگونه می یابی؟ فرمود: چگونه باشد حال کسی که در بقایش فانی [و ناپایدار] است، در سلامتش بیمار است، و در پناهگاه امن وی مرگ به سویش می آید.

 

+ 26 آبان ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 114 / خوشبینی و بدبینی)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هر گاه صلاح [و درستی] بر زمانه و مردم آن غالب باشد و کسی به دیگری که رسوایی ای از او ظاهر نگشته، گمانِ بَد برد [در حق او] ستم کرده است. و هر گاه فساد بر زمانه و مردم آن چیره باشد و کسی به دیگری گمان خوب برد خود را فریفته است.

 

+ 25 آبان ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 113 / ارزش های برتر)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: هیچ ثروتی سودمندتر از خِرَد نیست. هیچ تنهایی ترسناک تر از خودپسندی نیست. هیچ خردی چون تدبیر [= برنامه ریزی] نیست. هیچ بزرگواری مانند پارسایی نیست. هیچ همنشینی نظیر اخلاق نیک نیست. هیچ میراثی چون ادب [و فرهیختگی] نیست. هیچ رهبری مانند توفیق نیست. هیچ تجارتی مثل عمل صالح نیست. هیچ سودی مانند ثواب نیست. هیچ پارسایی چون توقف هنگام مواجهه با شبهه نیست. هیچ زهدی مانند دوری از حرام نیست. هیچ دانشی چون اندیشه نیست. هیچ عبادتی مانند انجام واجبات نیست. هیچ ایمانی چون حیا و شکیبایی نیست. هیچ حَسَبی چون فروتنی نیست. هیچ شرافتی مانند دانش نیست. هیچ عزّتی مثل بردباری نیست. هیچ پشتیبانی استوارتر از مشورت نیست.

 

+ 24 آبان ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 112 / لباس فقر بر تنِ دوستان اهل بیت علیهم السلام)

هر کس ما اهل بیت را دوست دارد باید خود را برای به تن کردن لباس تهیدستی آماده سازد.

(سید رضی: برخی سخن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را به معنای دیگری تأویل برده اند که اینجا محل ذکر آن نیست.)

 

+ 23 آبان ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 111 / هجوم بلاها به سوی دوستداران امیرالمؤمنین علی علیه السلام)

سهل پسر حنیف پس از آنکه از صفین همراه با امام بازگشت در کوفه از دنیا رفت. او از محبوب ترین افراد نزد امام بود. امیرالمؤمنین علی علیه السلام [در مرگ او] فرمود: اگر کوهی مرا دوست بدارد در هم فرو ریزد.

(سید رضی: معنای این سخن آن است که رنج [کسی که محبّت علی را در دل دارد] فراوان می گردد و مصیبت ها با شتاب بر وی هجوم آورد. و این وضعیت تنها برای پارسایانِ نیک کردار، و برگزیدگانِ خوبان روی دهد. این سخن مانند گفتار دیگر امام علیه السلام که فرمود:)

 

+ 22 آبان ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 110 / برپا دارندگان امر خدا)

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: امر خدا را بر پا نمی دارد مگر کسی که اهل سازش نباشد، خود را خوار نسازد، و در پی طمع ها نرود.

 

+ 21 آبان ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 109 / تکیه گاه سالکان راه)

علی علیه السلام فرمود: ما [برای مردم] تکیه گاهی در میان راه هستیم، آن که عقب مانده باید خود را به آن برساند، و آن که جلوتر رفته باید به سوی آن بازگردد.

 

+ 20 آبان ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 108 / زیان افراط و تفریط)

علی علیه السلام فرمود: بر رگِ انسان تکه گوشتی آویخته شده که شگفت ترین عضو وجود اوست و آن قلب است، چون در آن مایه هایی از حکمت و اضدادی خلاف آن است. اگر در دل امیدی پدید آید طمع آن را خوار کند. و اگر طمع در آن به هیجان درآید، حرص آن را تباه سازد. اگر نومیدی بر آن دست یابد حسرت آن را بکُشد. اگر خشم بگیرد کینه توزیش شدت گیرد. اگر خشنودی و رضا موجب سعادتش گردد، خویشتنداریش را از دست دهد. اگر ترس ناگهان او را فرا گیرد حذر و پرهیز به خود مشغولش کند. اگر امنیت برایش گشایش یابد غفلت و غرور آن را از وی رباید. اگر مالی به دست آورد توانگری او را سرکس نماید. اگر به مصیبتی گرفتار شود ناله و فغان رسوایش می سازد. اگر تهیدستی او را در رنج اندازد، بلا [و دشواری زندگی] او را به خود مشغول کند. اگر گرسنگی بر او فشار آورد، ناتوانی وی را از پا درآورد. اگر بیش از اندازه سیر شود پریِ شکم او را رنج دهد. پس هر کوتاهی [و کمبودی] به حال وی زیانبار است، و هر زیاده روی او را تباه سازد.

 

+ 19 آبان ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 107 / دانایِ نادان)

علی علیه السلام فرمود: بسا دانشمند که نادانیش او را از پا درآورد، (مقصود دانشمندی است که به دانش خویش عمل نکند یا از آن سود دنیایی بجوید.) در حالی که دانشش با اوست اما سودی به او نمی رساند.

 

+ 18 آبان ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 106 / سرانجام دین گریزی)

علی علیه السلام فرمود: هرگاه مردم وظیفه ای دینی را برای بهبود وضع دنیای خود ترک کنند خداوند زیانبارتر از آن [وظیفه ای که بدان عمل نکردند] را پیش رویشان می نهد.

 

+ 17 آبان ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 105 / وظیفه ی ما در برابر احکام خدا)

علی علیه السلام فرمود: خداوند کارهایی را بر شما واجب نموده، آن را ضایع نسازید، و حدودی را برای شما تعیین فرموده، از آن تجاوز نکنید، و از چیزهایی نهی نموده، [با ارتکاب محرمات] حرمت حکم خدا را نشکنید، و از برخی امور سکوت نمود [و چیزی درباره ی آن نگفت] و این سکوت نه از روی فراموشی باشد، پس خود را در آن به رنج نیندازید.

 

+ 16 آبان ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 104 / توصیف آخرت جویان)

نوف بکالی گفت: شبی امیرمؤمنان علیه السلام را دیدم که از بستر خود بیرون آمد، به ستاره ها نگریست، و آنگاه به من فرمود: ای نوف، خفته ای یا بیدار؟ گفتم: یا امیرالمؤمنین بیدارم. فرمود: ای نوف، خوشا به حال آنان که از دنیا دل بریدند و به آخرت دل بستند. آنان کسانی هستند که زمین را فرش و خاکش را بستر، و آبش را نوشیدنی گوارا [یا: عطر] (در برخی نسخه ها طیّب به معنای گوارا و در برخی طیب به معنای عطر خوشبو است. مُؤید معنای دوم، این سخن منقول از حضرت عیسی علیه السلام است که فرمود: «عطر خوشبویم آب است و نانخورشم گرسنگی».) قرار دادند، قرآن را پوشش جان و دعا را وِردِ زبانشان ساختند، و بر شیوه ی مسیح دنیا را از خود بریدند چه بریدنی. ای نوف، داود علیه السلام در چنین ساعتی از شب برخاست و گفت: اینک زمانی است که هر بنده ای در آن دعا کند دعایش به اجابت خواهد رسید، مگر آنکه دعا کننده باج گیر، یا گزارشگر احوال و اخبار مردم به فرمانروای ظالم یا داروغه ی ستمگر، یا نوازنده ی عرطبه (که همان طنبور است) یا نوازنده ی کوبه (یعنی طبل) باشد. برخی گفته اند: عرطبه طبل است و کوبه طنبور است.

 

+ 15 آبان ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 103 / روش برخورد با دنیا)

علی علیه السلام را دیدند که جامه ای کهنه و وصله دار بر تن دارد، سبب را پرسیدند، فرمود: دل را خاشع می کند، و نفس را خوار می گرداند، و اهل ایمان به آن اقتدا می کنند. دنیا و آخرت دو دشمن گوناگون و دو راه مختلف هستند. پس هر کس دنیا را دوست داشت و مهر آن را در دل کاشت، آخرت را ناخوش داشت و با آن دشمنی ورزید. دنیا و آخرت چونان مشرق و مغرب اند، و کسی که میان آن دو راه می رود هر مقدار به یکی نزدیک شود از دیگری دور می گردد. آنها مانند دو هوو هستند [که همواره با هم سرِ نزاع دارند.]

 

+ 14 آبان ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 102 / واژگونی ارزش ها)

علی علیه السلام فرمود: روزگاری مردم را فرا رسد که جز سخن چین ارجمند نگردد، جز بدکار را هنرمند نخوانند، و جز منصف را ناتوان ندانند [یا: تضعیف نکنند]. کمک به نیازمندان را زیان شمارند، و رسیدگی به خویشاوندان را منّت گذارند، و عبادت خدا را وسیله ی برتری خود بر مردم قرار دهند. در این هنگام امور حکومت با مشورت زنان، و فرمانروایی کودکان و تدبیر خواجگان انجام پذیرد.

 

+ 13 آبان ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 101 / شیوه ی احسان به دیگران)

علی علیه السلام فرمود: حاجت ها[ی مردم] جز با سه چیز روا نشود: آن را کوچک شماریم تا [نزد خداوند] بزرگ شود، آن را پنهان داریم تا آشکار شود، و در انجام آن شتاب کنیم تا [برای نیازمند] گوارا گردد.

 

+ 12 آبان ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 100 / مناجات هنگام شنیدن مدح خود)

وقتی علی علیه السلام را گروهی پیش رویش ستودند، فرمود: پروردگارا، تو مرا بهتر از خودم می شناسی، و من خودم را بهتر از ایشان می شناسم. خداوندا، ما را بهتر از آنچه در حق ما می پندارند قرار ده، و آنچه را که از ما نمی دانند بیامرز.

 

+ 11 آبان ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 99 / تفسیر کلمه ی استرجاع)

علی علیه السلام شنید که مردی می گوید: «انّا لله و انّا الیه راجعون»، فرمود: وقتی می گوییم «ما از آن خداییم» به بندگی خویش اقرار کرده ایم، و آنگاه که می گوییم: «ما به سوی او بازمی گردیم» به هلاکت [و پاینده نبودن خویش] اعتراف نموده ایم.

 

+ 10 آبان ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 98 / فهم روایت و عمل به آن)

علی علیه السلام فرمود: هر گاه حدیثی را شنیدید آن را بفهمید و رعایت کنید نه آنکه [تنها آن را بشنوید و] روایت کنید [یا: آن را با عمل نگهداری کنید نه با نقل کردن]، که ناقلان دانش فراوان و عمل کنندگان به آن اندک اند.

 

+ 9 آبان ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 97 / عبادت توأم با شک)

علی علیه السلام شنید که مردی از خوارج شب بیداری دارد و به تلاوت قرآن مشغول است، فرمود: خوابیدن همراه با یقین بهتر از نماز گزاردنِ در حال شک است.

 

+ 8 آبان ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 96 / ملاک نزدیکی به پیامبر)

علی علیه السلام فرمود: نزدیک ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به آنچه ایشان آورده اند آگاه ترند. آنگاه امام علیه السلام این آیه را تلاوت کرد: «به راستی نزدیک ترین مردم به ابراهیم کسانی اند که او را پیروی کردند و این پیامبر و آنان که [به این پیامبر] ایمان آورده اند». [آل عمران/68] آنگاه امام علیه السلام فرمود: دوست محمد صلی الله علیه و آله و سلم کسی است که خدا را فرمانبردار است هر چند نَسَبش به محمد نرسد، و دشمن محمد صلی الله علیه و آله و سلم کسی است که خدا را نافرمانی کند هر چند خویشاوند نزدیک آن حضرت باشد.

 

+ 7 آبان ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 95 / ارزش کار انسان پارسا)

علی علیه السلام فرمود: کاری که با تقوا همراه است اندک [و بی مقدار] نیست، چگونه کاری که خدا می پذیرد، کم باشد.

 

+ 6 آبان ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 94 / خیر واقعی)

از علی علیه السلام پرسش شد، که خیر چیست؟ امام فرمود: خیر آن نیست که دارایی و فرزندت فزونی یابد، بلکه خیر آن است که دانشت زیاد گردد، بردباریت عظیم باشد، بر مردم به عبادت پروردگارت مباهات و سرافرازی کنی، پس اگر کار نیک کردی خدای را سپاس گویی، و اگر بد کردی از او آمرزش طلب نمایی. دنیا برای هیچ کس خیری در بر ندارد مگر برای دو تن: مردی که گناهانی را مرتکب گشته و با توبه به جبران آن برخاسته، و مردی که در انجام کارهای نیک می شتابد.

 

+ 5 آبان ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 93 / شیوه ی پناه آوردن به خدا)

علی علیه السلام فرمود: کسی از شما نگویید: «خدایا، من از فتنه و امتحان به تو پناه می آورم»، زیرا هیچ کس را از فتنه خلاصی نباشد. اما اگر خواستید به خدا پناه آورید باید از فتنه های گمراه کننده به او پناه جویید، که خداوند سبحان می فرماید: «و بدانید که دارایی ها و فرزندان شما فتنه [و وسیله آزمون شما] هستند». [انفال/28]

معنای این سخن آن است که خدای سبحان مردم را با دارایی ها و فرزندان می آزماید تا روشن شود چه کسی از روزیِ خداوند ناخشنود است و چه کسی به سهم خود راضی است، گرچه خدای سبحان مردم را بهتر از خودشان می شناسد، اما این آزمون برای آن است که کارهایی که سزاوار پاداش و کیفر هستند آشکار گردد، زیرا گروهی از مردم فرزندِ پسر را دوست دارند و از دختر بیزارند، و گروهی زیادی مال خواهند و از نقصان آن ناخشنودند.

(سید رضی: این سخن از تفسیرهای شگفتی است که از آن حضرت شنیده شده است.)

 

+ 4 آبان ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 92 / فروترین و فراترین مرتبه ی دانش)

علی علیه السلام فرمود: فروترین مرتبه ی دانش آن است که بر سرِ زبان مانده [و از آن نگذشته] باشد و برترین مرتبه ی دانش آن است در رفتار انسان نمود یافته باشد.

 

+ 3 آبان ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 91 / راه زدودن کسالت)

علی علیه السلام فرمود: همان گونه که بدن ها خسته می شوند، دل ها نیز ملول می گردند، در این هنگام لطائف حکمت را برای [آسایش] آنها بجویید.

 

+ 2 آبان ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 90 / فقیه کامل)

علی علیه السلام فرمود: فقیه کامل کسی است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نسازد، و از مهربانی او نومیدشان نکند، و از عذاب ناگهانی وی ایمنشان ننماید.

 

+ 1 آبان ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 89 / راه اصلاح هر دو جهان)

علی علیه السلام فرمود: هر کس [رابطه ی] میان خود و خدا را اصلاح کند، خداوند [رابطه ی] میان او با مردمان را اصلاح خواهد کرد. هر کس کار آخرت خود را درست کند، خداوند کار دنیایش را درست خواهد کرد. هر کس که او را از خود بر خویشتن واعظی باشد، خداوند را بر او حافظی [= نگهبانی] خواهد بود.

 

+ 30 مهر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 88 / استغفار، مایه ی ایمنی)

امام باقر علیه السلام از آن حضرت روایت کرده است که فرمود: دو چیز در زمین مایه ی امان از عذاب خدا بود، یکی از آنها برداشته شد، پس دیگری را دریابید و به آن چنگ زنید. آن امان که برداشته شد پیامبر خداست که درود خدا بر او و بر آل او باد. و آن امان که برجاست استغفار است. خدای متعال فرمود: «و خدا آنان را عذاب نمی کند در حالی که تو در میان آنها هستی، و خدا عذابشان نمی کند در حالی که ایشان استغفار می کنند [و آمرزش می طلبند]». 

(سید رضی: این سخن امام از جمله استفاده های نیکو و استنباط های لطیف از کلام خدا است.)

 

+ 29 مهر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 87 / استغفار، مایه ی امیدواری)

علی علیه السلام فرمود: در شگفتم از کسی که نا امید است حال آنکه می تواند آمرزش بخواهد.

 

+ 28 مهر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 86 / ارزش تدبیر پیر)

علی علیه السلام فرمود: تدبیر پیر را از چابکی جوان دوست تر دارم. در روایتی دیگر آمده است: از حضور جوان در میدان نبرد [دوست تر دارم.]

 

+ 27 مهر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 85 / عاقبت دعاوی علمی)

علی علیه السلام فرمود: آن که گفتن «نمی دانم» را ترک گوید به نقطه های آسیب پذیرش ضربه وارد آید [و به هلاکت رسد].

 

+ 26 مهر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 84 / باقیماندگان پس از جنگ)

علی علیه السلام فرمود: آنان که از نبرد تن به سلامت برده اند (بقیة السیف باقیمانده کسانی هستند که در راه عزّت و سربلندی دین و دنیای خود مرگ را بر ذلت ترجیح داده اند.)، شمارشان باقی تر و نسلشان بیشتر است.

 

+ 25 مهر ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 83 / شیوه ی برخورد با چاپلوس)

علی علیه السلام خطاب به مردی که با آنکه متهم به دشمنی با امام بود، اما در ستودن او زیاده روی کرد، فرمود: من از آنچه گفتی پایین تر و از آنچه در دل داری بالاترم.

 

+ 24 مهر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 82 / سفارش به پنج امر ارزشمند)

علی علیه السلام فرمود: شما را به پنج چیز سفارش می کنم که اگر برای یافتن آنها زیر بغل شتر بزنید [کنایه از آنکه بار سفر بندید و در حرکت هر چه سریع تر روید] سزاوار باشید: هیچ کس از شما جز به خدا امید نبندد، و جز از گناهانش نترسد، و آنگاه که چیزی را از او پرسند که پاسخش را نداند، از گفتنِ «نمی دانم» شرم نکند، و آنگاه که چیزی را ندانست از آموختنش خجالت نکشد. شکیبایی کنید، که نسبتِ شکیبایی به ایمان مانند نسبت سر به بدن است؛ [همان گونه که] بدنِ بی سر سودی ندارد، ایمان بی شکیبایی فایده ای نمی بخشد.

 

+ 23 مهر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 81 / ملاک ارزش انسان)

علی علیه السلام فرمود: ارزشِ هر کسی به کاری است که آن را به نحو شایسته انجام می دهد. [یا: به کاری است که دیده اش نیکوست.] 

(سید رضی: این جمله ای است که نمی توان قیمتی برایش گذاشت، و حکمتی را همسنگ آن، و کلامی را در برابر آن نهاد.)

 

+ 22 مهر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 80 / گمشده ی مؤمن)

علی علیه السلام فرمود: حکمت گمشده ی مؤمن است، پس حکمت را فرا گیر هر چند از منافقان باشد.

 

+ 21 مهر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 79 / فراگیری حکمت هر جا که باشد)

علی علیه السلام فرمود: حکمت را هر جا باشد فرا گیر، زیرا که حکمت گاه در سینه ی منافق باشد، پس در آنجا به جنبش درآید تا بیرون آید و در کنار یارانش در سینه ی مؤمن آرام و قرار یابد.

 

+ 20 مهر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 78 / قضا و قدر)

از سخنان علی علیه السلام است خطاب به مردی از اهل شام – هنگامی که از امام علیه السلام پرسید: آیا حرکت ما به طرف شام به قضا و قدر خداوند بود؟ - پس از گفتاری بلند که این برگزیده ی آن است: وای بر تو! شاید قضاء لازم و قدر حتم را گمان کرده ای؟ اگر چنین بود قطعا پاداش و کیفر باطل، و نوید و تهدید [= وعده ی مؤمنان به بهشت و وعید کافران به دوزخ] ساقط می گشت. خدای سبحان بندگان خود را بر پایه  اختیارشان امر کرد، و ایشان را نهی کرد تا بترسند و باز ایستند. کارهای آسان بر عهده ی ایشان نهاد، و کارهای دشوار را از ایشان نخواست، و پاداش فراوان برای عمل اندک قرار داد. نافرمانی بندگان نه از آن روی است که بر او چیره گشته اند، و فرمانبرداری ایشان از خداوند نه از آن روی است که بدان مجبور گشته اند، پیامبران را به بازیچه نفرستاد، و کتاب های آسمانی را به بیهودگی برای بندگان فرو نفرستاد. آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست را باطل نیافرید، «این پندار کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای بر کافران از آتش دوزخ».

 

+ 19 مهر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 77 / فرار از دنیا)

در خبر ضِرار پسر ضَمرَه ضِبابی است که چون بر معاویه وارد شد و معاویه درباره ی امیرمؤمنان از وی پرسید، گفت: شهادت می دهم که در پاره ای مکان ها زمانی که شب پرده های خود را افکنده بود، او را در حالی دیدم که در محرابش به عبادت ایستاده، محاسنش را به دست گرفته و مانند مار گزیده به هم می پیچد، و همچون انسانی اندوهگین می گریست و می گفت: ای دنیا، ای دنیا، از من دور شو. آیا خودت را بر من عرضه می کنی؟ یا مشتاق من گشته ای؟ هنوز زمان آن نرسیده که تو در دل من راه یابی. هرگز! دیگری را بفریب، مرا به تو نیازی نیست، تو را سه بار طلاق دادم که در آن بازگشتی نیست. زندگانی ات کوتاه است، شکوهت اندک، و آرزویت حقیر است. آه از کمیِ توشه، و درازی راه، و دوری سفر، و عظمت قیامت!

 

+ 18 مهر ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 76 / سنجش امور مشتبه)

علی علیه السلام فرمود: هر گاه امور مشتبه گردد انجام آن با آغازش سنجیده شود.

(سالی که نکوست از بهارش پیداست.)

 

+ 17 مهر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 75 / تمام شدنی ها و آمدنی ها)

علی علیه السلام فرمود: هر چه شمردنی است تمام شدنی است، و هر چه انتظارش را کشند خواهد آمد.

 

+ 16 مهر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 74 / گام های انسان به سوی مرگ)

علی علیه السلام فرمود: آدمی با هر نَفَس که می کشد گامی به سوی مرگ برمی دارد.

 

+ 15 مهر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 73 / اصلاح خود پیش از اصلاح دیگران)

علی علیه السلام فرمود: آن که خود را پیشوای مردم قرار داد، باید پیش از آنکه دیگران را [ادب] بیاموزد، خود را تعلیم دهد، و باید پیش از آنکه با زبانش تربیت کند با کردارش فرهیختگی را تعلیم دهد. آن که خویش را دانش و ادب می آموزد به تعظیم سزاوارتر است از کسی که فقط دیگران را دانش و ادب می آموزد.

 

+ 14 مهر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 72 / کار روزگار با انسان)

علی علیه السلام فرمود: روزگار، بدن ها را کهنه و فرسوده می سازد، امیدها را تازه می کند، مرگ را نزدیک، و آرزو را دور می نماید. کسی که به آن دست یافت رنج دید، و کسی که آن را از دست داد به سختی افتاد.

 

+ 13 مهر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 71 / نشانه ی کمال خردمندی)

علی علیه السلام فرمود: چون خِرَد به کمال رسد، سخن گفتن اندک گردد.

 

+ 12 مهر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 70 / افراط و تفریط)

علی علیه السلام فرمود: نادان را نبینی مگر در حال افراط [= تندروی] یا تفریط [= کُندروی].

 

+ 11 مهر ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 69 / تلاش برای رسیدن به هدف)

علی علیه السلام فرمود: اگر آنچه می خواهی فراهم نبود، از اینکه چگونه هستی باک نداشته باش. [یا: اگر آن که می خواهی نیستی، نگاه نکن که چه کسی هستی.]

(دو تفسیر برای این عبارت ذکر شده است: یکم: هر گاه مراد و مقصد صحیحی داشتی و بدان دست نیافتی، برای رسیدن به آن تلاش کن و در این راه به تحقیر دیگران اهمیت مده، زیرا مهم رسیدن به هدف است. دوم: اگر به مقصد خود دست نیافتی اندوه مخور، که این خود زیان تازه ای برای تو خواهد بود. پس از تلاش و کوشش هر چه پیش آید خوش آید، و به تعبیری عامیانه، شد شد، نشد نشد.)

 

+ 10 مهر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 68 / زیور فقر و غنا)

علی علیه السلام فرمود: پاکدامنی [و عزت نفس] زیور تنگدستی است، و سپاسگزاری زیور توانگری است.

 

+ 9 مهر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 67 / بخشش اندک)

علی علیه السلام فرمود: از بخشیدن مقدار اندک شرم مکن، چه محروم کردن، کمتر از آن است.

 

+ 8 مهر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 66 / تقاضا از نااهل)

علی علیه السلام فرمود: دست نیافتن به حاجت آسان تر از درخواست آن از نااهل است.

 

+ 7 مهر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 65 / از دست دادن دوستان)

علی علیه السلام فرمود: از دست دادن دوستان تنهایی است.

 

+ 6 مهر ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 64 / کاروانیان در خواب)

علی علیه السلام فرمود: مردم دنیا مانند کاروانی هستند که آنان را می برند در حالی که در خوابند.

 

+ 5 مهر ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 63 / میانجی گری)

علی علیه السلام فرمود: میانجی برای جوینده همچون پر و بال است.

 

+ 4 مهر ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 62 / تقدم در نیکوکاری)

علی علیه السلام فرمود: هر گاه کسی بر تو سلام نمود با سلامی نیکوتر پاسخش ده، و هر گاه کسی به تو احسان نمود بیش از آن را به او ببخش، هر چند در هر حال برتری از آنِ آغاز کننده است.

 

+ 3 مهر ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 61 / زن)

علی علیه السلام فرمود: زن کژدمی است که گزیدنش شیرین است.

 

+ 2 مهر ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 60 / مهار کردن زبان)

علی علیه السلام فرمود: زبان درّنده ای است که اگر رهایش سازی می گزد.

 

+ 1 مهر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 59 / فایده ی هشدار)

علی علیه السلام فرمود: کسی که تو را [از آسیبی] بترساند همچون کسی باشد که تو را [به خیری] مژده دهد.

 

+ 31 شهریور ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 58 / ریشه ی شهوت ها)

علی علیه السلام فرمود: مال ریشه شهوت هاست.

 

+ 30 شهریور ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 57 / قناعت)

علی علیه السلام فرمود: قناعت ثروتی است که تمام نمی شود.

(سید رضی: این سخن از پیامبر – که درود خدا بر او و بر آل او باد – نیز روایت شده است.)

 

+ 29 شهریور ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 56 / فقر و غنا)

علی علیه السلام فرمود: غربت برای ثروتمند چونان وطن شود، و وطن برای تنگدست چونان غربت گردد. 

 

+ 28 شهریور ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 55 / انواع صبر)

علی علیه السلام فرمود: شکیبایی بر دو گونه است: [یکی] شکیبایی بر آنچه خوش نداری [= صبر بر طاعت] و [دیگری] شکیبایی از آنچه دوست داری [= صبر از گناه].

 

+ 27 شهریور ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 54 / خرد، ادب و مشورت)

علی علیه السلام فرمود: هیچ ثروتی مانند خِرَد، و هیچ نداریی چون نادانی نیست. میراثی چون ادب [و فرهیختگی]، و پشتیبانی چون مشورت کردن نیست.

 

+ 26 شهریور ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 53 / سخاوت و درخواست)

علی علیه السلام فرمود: سخاوت، بخششی است که بدون درخواست باشد، اما بخششی که پس از درخواست باشد، به واسطه ی شرم و خلاصی از نکوهش است.

 

+ 25 شهریور ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 52 / گذشت در حال توانایی)

علی علیه السلام فرمود: آن که بر مجازات کردن تواناتر است به گذشت نمودن سزاوارتر است.

 

+ 24 شهریور ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 51 / عیوب توانگران)

علی علیه السلام فرمود: تا وقتی دولتت باقی است، عیبت پنهان است.

 

+ 23 شهریور ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 50 / انس با مردم)

علی علیه السلام فرمود: دل های مردان [رمنده و] وحشی است، پس هر کس با آنها انس گیرد به او روی می آورند.

 

+ 22 شهریور ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 49 / آثار گرسنگی و سیری)

علی علیه السلام فرمود: بترسید از حمله [و شدت عمل] انسان بزرگوار آنگاه که گرسنه شود، و از حمله ی انسان پست آنگاه که سیر گردد.

 

+ 21 شهریور ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 48 / راه پیروزی)

علی علیه السلام فرمود: پیروزی در گرو دوراندیشی، و دوراندیشی در گرو به کار انداختن رأی [و اندیشه]، و اندیشه در گرو حفظ اسرار است.

 

+ 20 شهریور ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 47 / ملاک ارزش انسان)

علی علیه السلام فرمود: ارزش مرد به اندازه ی همت اوست، صداقت وی به اندازه ی جوانمردیش، شجاعتش به اندازه ی ننگ داشتنش [از انجام کار زشت]، و پاکدامنیش به اندازه ی غیرت اوست.

 

+ 19 شهریور ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 46 / عُجب)

علی علیه السلام فرمود: کار زشتی که تو را برنجاند [یا: پشیمان کند] نزد خدا از عمل نیکی که تو را دچار خودبینی کند، بهتر است.

 

+ 18 شهریور ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 45 / دوستی و دشمنی با علی علیه السلام)

علی علیه السلام فرمود: اگر با این شمشیرم بینی مؤمن را ببُرَم که با من دشمنی کند، نخواهد کرد. و اگر همه ی دنیا را نثار منافق کنم که مرا دوست بدارد، نخواهد داشت؛ زیرا قضای الهی گذشت و بر زبان پیامبر امّی – که درود خدا بر او و بر آل او باد – جاری گشت، که فرمود: یا علی هیچ مؤمنی با تو دشمنی نورزد، و هیچ منافقی تو را دوست ندارد.

 

+ 17 شهریور ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 44 / توصیف انسان سعادتمند)

علی علیه السلام فرمود: خوشا به حال آن که به یاد قیامت بوده، برای حساب کار کند، و به مقدار کفایتش قناعت ورزیده، و از خداوند خشنود باشد.

 

+ 16 شهریور ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 43 / توصیف خبّاب)

علی علیه السلام درباره خبّاب پسر اَرَت (از نخستین کسانی بود که اسلام آورد، در مکه از سوی مشرکان آسیب فراوانی دید، چنان که پشت او را داغ کردند. در صفین در رکاب علی علیه السلام بود و در سال 37 یا 39 درگذشت) فرمود: خداوند خباب پسر ارت را رحمت کند، که با میل و رغبت اسلام آورد، برای اطاعت از فرمان خدا هجرت کرد، به مقدار کفایتش قناعت ورزید، از خداوند خشنود بود، و زندگیش را با جهاد سپری نمود.

 

+ 15 شهریور ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 42 / فایده ی بیماری)

علی علیه السلام به یکی از یاران خود که در بستر بیماری بود، فرمود: خداوند بیماری تو را مایه ی ریزش گناهانت قرار داد، زیرا بیماری [پاداش و] اجری ندارد، اما گناهان را می ریزد، آن گونه که برگ های درختان می ریزند. پاداش تنها در سخن گفتن با زبان و عمل کردن با دست و پاست. خدای سبحان هر که را از بندگانش که بخواهد در اثر درستی نیّت و باطن نیکویش وارد بهشت می کند.

(سید رضی: علی علیه السلام راست گفت که «بیماری اجر و پاداش ندارد»، زیرا بیماری از آن دسته اموری است که شخص در برابر آن مستحق عوض می شود [نه پاداش]، زیرا شخص در برابر دردها و بیماری ها و اموری از این دست که از سوی خداوند به او می رسد، مستحق عوض می شود، اما اجر و پاداش را شخص در برابر کاری که انجام داده، مستحق می گردد. بنابراین، این دو با هم تفاوت دارند، که امام علیه السلام به مقتضای دانش نافذ و اندیشه ی صحیح خود این تفاوت را تبیین نمود.)

 

+ 14 شهریور ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 41 / سخن گفتنِ بی خرد)

این معنا با عبارتی دیگر نیز از امام علیه السلام روایت شده به این صورت که فرمود: قلب بی خرد در دهان او، و زبان خردمند در قلب اوست. معنای این دو سخن یکی است.

 

+ 13 شهریور ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 40 / سخن گفتنِ خردمند)

علی علیه السلام فرمود: زبان خردمند پشت دل او، و دلِ بی خرد در پسِ زبان اوست.

(سید رضی: این سخن معنایی شگفت و ارجمند است. مقصود آن است که خردمند سخن نمی گوید مگر پس از مشورت با دل و رأی زنی با اندیشه ی خود، اما بی خرد پیش از آنکه بیندیشد و نظر صحیح را به دست آورد زبان به سخن می گشاید و هر چه بر زبانش آید می گوید. پس چنان است که گویی زبان خردمند پیرو قلب اوست، و قلب بی خرد پیرو زبان اوست.)

 

+ 12 شهریور ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 39 / شرط عمل به مستحبات)

علی علیه السلام فرمود: عمل به مستحبات در جایی که به واجبات زیان رساند، مایه تقرّب به خدا نمی گردد.

 

+ 11 شهریور ماه 98، روز دوشنبه:

(ادامۀ حکمت 38 / سفارش به فرزند)

(2) پسرم! از دوستی با بی خِرَد بپرهیز، چه او می خواهد تو را سودی بخشد اما زیان می رساند. از دوستی با بخیل دوری گزین، که آنچه را سخت بدان نیازمندی از تو دریغ دارد. از دوستی با بدکار بر حذر باش، که تو را با بهایی اندک می فروشد. از دوستی با دروغگو کناره گیر، که همچون سراب است، دور را در دیده ات نزدیک می سازد و نزدیک را دور.

 

+ 10 شهریور ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 38 / سفارش به فرزند)

(1) علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: پسرم! چهار و چهار برنامه را از من به یاد سپار، که با به کار بستن آنها هر کاری بکنی به تو زیان نرساند [یا: هر اندازه که آن را به کار بندی زیان نبینی]، گرامی ترین [یا: بی نیازکننده ترین] ثروت خِرَد است، و بزرگ ترین نداری بی خردی است. هراسناک ترین وحشت [یا: تنهایی] خودبینی است، و گرامی ترین حَسَب [= نسبت خانوادگی] خلق نیکوست.

 

+ 9 شهریور ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 37 / آداب جاهلی)

علی علیه السلام در مسیرش به سوی شام وقتی که دهقانان شهر انبار (شهری است در 60 کیلومتری غرب بغداد) او را دیدار کردند و از اسب ها به زیر آمدند و جلوی آن حضرت دویدند، فرمود: این چه کاری بود که کردید؟ آنان گفتند: رسم ماست که بدین گونه حاکمان خود را احترام می کنیم. امام فرمود: به خدا سوگند حاکمان شما از این کار بهره ای نمی برند، و شما [با این کار] در دنیا بر خود سخت می گیرید، و در آخرت در اثر آن دچار شقاوت می شوید. چه زیانبار است سختی ای که در پسِ آن کیفر است. و چه سودآور است آسایشی که ایمنی از آتش را به همراه دارد.

 

+ 8 شهریور ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 36 / آرزوی دراز)

علی علیه السلام فرمود: آن که آرزو را دراز نماید کردارش را زشت کند.

 

+ 7 شهریور ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 35 / عاقبت عدول از امور متعارف)

علی علیه السلام فرمود: آن که به انجام کارهایی که مردم نمی پسندند بشتابد، مردم درباره ی او چیزهایی گویند که ندانند.

 

+ 6 شهریور ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 34 / شریف ترین توانگری)

علی علیه السلام فرمود: شریف ترین بی نیازی رها کردن آرزوهاست.

 

+ 5 شهریور ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 33 / میانه روی)

علی علیه السلام فرمود: بخشنده باش بی آنکه از حدّ درگذری. و اندازه نگاه دار بی آنکه [در حق خود] سخت بگیری.

 

+ 4 شهریور ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 32 / نیکوکار و بدکار)

علی علیه السلام فرمود: شخص نیکوکار از کار نیک، خوب تر و فرد بدکار از کار بد، بدتر است.

 

+ 3 شهریور ماه 98، روز یکشنبه:

(ادامۀ حکمت 31 / پایه های ایمان)

(6) شک چهار شاخه دارد: جدال در گفتار، ترس، دو دلی، و در برابر حادثه ها تسلیم شدن [و خود را باختن]. کسی که روش جدال را پیشه ساخت شبِ گمراهیش به سپیده دم نرسید. کسی که حوادث آینده او را ترسانید عقبگرد نموده کسی که در دو دلی مردد ماند شیطان ها لگدمالش کردند. و کسی که خود را تسلیم هلاکت دنیا و آخرت نمود، در هر دو جهان به هلاکت رسید.

(سید رضی: پس از این فقره سخنی بود که آن را ذکر نکردیم مبادا سخن به درازا کشد و از هدف مورد نظر در این باب دور شویم.)

 

+ 2 شهریور ماه 98، روز شنبه:

(ادامۀ حکمت 31 / پایه های ایمان)

(5) کفر چهار شاخه دارد: کنجکاوی نابجا [یا: در پی وهم رفتن به گمانِ دریافتن اسرار]، کشمکش با مردم، انحراف از حق، و دشمنی. کسی که کنجکاوی نابجا کرد به سوی حق بازنگشت. کسی که از روی نادانی به کشمکش با مردم پرداخت کوریش از دیدن حق دوام یافت. کسی که از حق منحرف گشت نزد او خوبی، بد و بدی، خوب نمایان شد و به مستیِ گمراهی مبتلا گشت. کسی که دشمنی ورزید راه ها بر او سخت و کارش دشوار و راه رهایی اش تنگ و باریک شد.

 

+ 1 شهریور ماه 98، روز جمعه:

(ادامۀ حکمت 31 / پایه های ایمان)

(4) جهاد چهار شاخه دارد: امر به معروف، نهی از منکر، صداقت و پایداری در میدان های نبرد، دشمنی با فاسقان. کسی که امر به معروف کرد مؤمنان را نیرومند ساخت. کسی که نهی از منکر نمود بینی کافران را بر خاک مالید. کسی که در میدان نبرد پایداری کرد وظیفه اش را به انجام رساند. کسی که با فاسقان دشمنی ورزید و برای خدا خشم ورزید خداوند به خاطر او خشم گرفت و روز قیامت او را خشنود گرداند.

 

+ 31 مرداد ماه 98، روز پنج شنبه:

(ادامۀ حکمت 31 / پایه های ایمان)

(3) عدالت چهار شاخه دارد: فهمی عمیق، غواصی در دریای دانش، داوری نیکو و روشن، شکیبایی استوار. کسی که خوب فهمید به ژرفای دانش رسید، و هر که به ژرفای دانش رسید از آبشخور احکام شریعت سیراب بازگشت. هر کس شکیبایی ورزید در کار خویش کوتاهی نکرد و در میان مردم پسندیده زندگی نمود.

 

+ 30 مرداد ماه 98، روز چهارشنبه:

(ادامۀ حکمت 31 / پایه های ایمان)

(2) یقین چهار شاخه دارد: بینایی زیرکانه، دریافت عالمانه، پند گرفتن از گذر زمان [یا: از حوادث عبرت آموز]، تأسّی به سیره ی پیشینیان. کسی که زیرکانه دید حکمت برایش آشکار شد. و هر کس حکمت برای وی آشکار شد عبرت آموخت، و هر کس عبرت آموخت تو گویی در میان پیشینیان زیسته [و در تجارب آنان شرکت جسته] است.

 

+ 29 مرداد ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 31 / پایه های ایمان)

از علی علیه السلام درباره ی ایمان پرسش شد. فرمود: ایمان بر چهار پایه استوار است: بر شکیبایی، یقین، عدالت و جهاد.

(1) شکیبایی چهار شاخه دارد: اشتیاق، بیم، زهد و انتظار. آن که مشتاق بهشت باشد دل از شهوت می شوید. آن که از آتش بیم دارد از محرمات دوری می جوید. آن که به دنیا رغبت ندارد مصیبت ها را آسان شمارد، آن که مرگ را انتظار کشد به سوی کارهای خیر بشتابد.

 

+ 28 مرداد ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 30 / پوشاندن گناهان)

علی علیه السلام فرمود: بترسید! بترسید! به خدا سوگند که گناهان را چنان پوشانید که گویا آنها را آمرزیده است.

(از پوشاندن گناهان مغرور نشوید، و آن را نشانه آمرزش ندانید.)

 

+ 27 مرداد ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 29 / دیدار مرگ)

علی علیه السلام فرمود: هر گاه تو به دنیا پشت کردی [و به سوی مرگ می روی] و مرگ به تو روی آورده، دیدار تو با مرگ چه شتابان است!

 

+ 26 مرداد ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 28 / برترین زهد)

علی علیه السلام فرمود: برترین زهد پنهان داشتن زهد است.

 

+ 25 مرداد ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 27 / تحمّل بیماری)

علی علیه السلام فرمود: با درد و بیماری خویش بساز چندان که با تو می سازد.

 

+ 24 مرداد ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 26 / ظهور باطن در سخن و سیما)

علی علیه السلام فرمود: کسی چیزی را در دل خود نهان نمی کند جز آنکه در سخنان بی اندیشه اش و در صفحه ی رخسارش نمایان می گردد.

 

+ 23 مرداد ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 25 / نعمت پیاپی در حال معصیت)

علی علیه السلام فرمود: ای پسر آدم، چون ببینی پروردگارت – که منزه از هر عیبی است – پیاپی به تو نعمت می رساند در حالی که تو او را نافرمانی می کنی، از او بترس.

 

+ 22 مرداد ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 24 / کفاره ی گناهان بزرگ)

علی علیه السلام فرمود: دادخواهی از ستم دیده و آسایش بخشیدن به اندوهگین از کفاره ی گناهان بزرگ است.

 

+ 21 مرداد ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 23 / عمل، عامل پیشرفت)

علی علیه السلام فرمود: کسی که عمل وی او را به جایی نرساند، نسب [و شرافت خانوادگی]اش او را جلو نمی برد.

 

+ 20 مرداد ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 22 / حق امامان معصوم)

علی علیه السلام فرمود: ما را حقی باشد [= حق ولایت و خلافت] که اگر به ما بدهند [به وظیفه ی خود عمل می کنیم]، وگرنه بر ترک شتران می نشینیم، هر چند این شبروی [= تحمّل رنج] به طول انجامد.

(تفسیر دیگری نیز برای این کلام امام شده و آن اینکه: اگر کسی حق ما را گرفت، ما دست برنمی داریم و اگر او بر پشت شتر نشیند ما بر کفل شتر می نشینیم و خودمان را از حکومت و سیاست جدا نمی کنیم.)

(سید رضی: این از سخنان لطیف و فصیح است. معنایش آن است که اگر حق ما را ندهند ما خوار خواهیم بود، زیرا کسی که پشت سرِ شتر سوار است، بر کفل شتر می نشیند، ماننده بنده، اسیر و امثال ایشان.)

 

+ 19 مرداد ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 21 / عوامل ناکامی)

علی علیه السلام فرمود: ترس [از نرسیدن به هدف] با ناکامی، و کم رویی با محرومیت همراه شده است. فرصت همچون عبور ابر می گذرد، پس [بپا خیزید و] فرصت های خوب را غنیمت شمارید.

 

+ 18 مرداد ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 20 / مدارا با جوانمردان)

علی علیه السلام فرمود: از لغزش جوانمردان درگذرید، زیرا هر کس از ایشان بلغزد خداوند دستش را بگیرد و بلندش نماید.

 

+ 17 مرداد ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 19 / سرانجام آرزو پروری)

علی علیه السلام فرمود: هر که همراه آرزوی خویش بتازد، مرگش او را بر زمین افکند.

(آرزوهای پشت در پشت، به اسبی لجام گسیخته تشبیه شده که افسار آن رها شده تا سوار را به هر سو که می خواهد ببرد. چنین سواری را مرگ بر زمین خواهد کوفت.)

 

+ 16 مرداد ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 18 / نتیجه ی خودداری از یاری علی علیه السلام)

علی علیه السلام درباره ی آنان که از جنگیدن در رکاب او دوری کردند، فرمود: آنان حق را بی یاور گذاشتند و باطل را یاری نرساندند.

 

+ 15 مرداد ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 17 / حکم حکومتی)

از علی علیه السلام درباره ی معنای این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که «موی سفید را [با خضاب کردن] تغییر دهید، و خود را همانند یهود نسازید.» پرسیدند. امام علیه السلام فرمود: پیامبر این سخن را زمانی فرمود که دینداران اندک بودند. اما اینک که قلمرو دین گسترش یافته و پایه های آن استوار گشته، هر کس به میل خود رفتار کند.

 

+ 14 مرداد ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 16 / وابستگی امور به تقدیر الهی)

علی علیه السلام فرمود: رویدادها چنان رام تقدیرها[ی الهی] است که گاهی چاره جویی خود انسان موجب مرگ او می شود. [= گاهی انسان تدبیری می اندیشد که به نابودی او منجر می گردد.]

 

+ 13 مرداد ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 15 / نکوهش نابجا)

علی علیه السلام فرمود: هر گرفتاری [یا: فریب خورده ای] را سرزنش نتوان کرد.

(این سخن را زمانی فرمود که سعد وقاص و چند تن دیگر برای شرکت در جنگ جمل آمادگی نشان ندادند.)

 

+ 12 مرداد ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 14 / امید به یاری)

علی علیه السلام فرمود: کسی را که خویشِ نزدیک واگذارد، یاری بیگانه ی دور برایش فراهم شود. [و در هر حال خداوند تنهایش نگذارد.]

 

+ 11 مرداد ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 13 / تأثیر کم سپاسی در طرد نعمت)

علی علیه السلام فرمود: آنگاه که طلیعه ی نعمت ها به شما رسید، نهایت آن را در اثر کم سپاسی از خود دور نکنید.

 

+ 10 مرداد ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 12 / اهمیت دست یابی به دوستان خوب)

علی علیه السلام فرمود: ناتوان ترین مردم کسی است که نتواند [برای خود] دوستانی فراهم کند، و ناتوان تر از او کسی است که دوستی را که به دست آورده از دست دهد.

 

+ 9 مرداد ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 11 / شکرانه ی پیروزی بر دشمن)

علی علیه السلام فرمود: هر گاه بر دشمن خویش چیره گشتی، بخشودن و در گذشتن از او را شکرانه ی غلبه بر او قرار ده.

 

+ 8 مرداد ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 10 / شیوه ی رفتار با مردم)

علی علیه السلام فرمود: با مردم به گونه ای رفتار کنید که اگر از دنیا رفتید بر شما گریه کنند، و اگر زنده بودید با اشتیاق به سوی شما آیند.

 

+ 7 مرداد ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 9 / آثار اقبال و ادبار دنیا)

علی علیه السلام فرمود: آنگاه که دنیا به کسی روی آورد خوبی های دیگران را به او عاریت دهد، و آنگاه که دنیا به او پشت کند خوبی های خودش را [نیز] از وی برباید.

 

+ 6 مرداد ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 8 / شگفتی های خلقت انسان)

علی علیه السلام فرمود: از این انسان در شگفت باشید، که با پیهی (مقصود حدقه چشم است.) می نگرد، و با گوشتی سخن می گوید، و با استخوانی می شنود، و از شکافی نفس می کشد.

 

+ 5 مرداد ماه 98، روز شنبه:

(حکمت 7 / صدقه و بازتاب عمل در آخرت)

علی علیه السلام فرمود: صدقه دارویی است شفابخش. آنچه بندگان در دنیا می کنند در آخرت جلوی دیدگانشان خواهد بود.

 

+ 4 مرداد ماه 98، روز جمعه:

(حکمت 6 / رازداری، گشاده رویی و آشتی)

علی علیه السلام فرمود: سینه انسان خردمند صندوق راز اوست. گشاده رویی دامِ [= وسیله جلبِ] محبت، و تحمّل و بردباری گورستانِ [پوشاننده] عیب هاست. از آن حضرت نیز روایت شده که در بیان این نکته چنین فرمود: آشتی کردن پوشنده ی زشتی هاست، و کسی که از خود خشنود باشد ناخشنودانِ از وی بسیار شوند.

 

+ 3 مرداد ماه 98، روز پنج شنبه:

(حکمت 5 / دانش، ادب، اندیشه)

علی علیه السلام فرمود: دانش میراثی ارزشمند است. آداب نیکو زیورهای همیشه تازه، و اندیشه [در هر کاری] آینه ای صاف و روشن است، [که صواب و خطا را می نمایاند].

 

+ 2 مرداد ماه 98، روز چهارشنبه:

(حکمت 4 / صبر، زهد، تقوا و رضا)

علی علیه السلام فرمود: ناتوانی آفت است و شکیبایی دلیری. بی میلی به دنیا ثروت است و پرهیزکاری سپرِ [نگاهدارنده از بلا]. و حالت رضا [و خشنودی از حکم خدا] خوب همنشینی است.

 

+ 1 مرداد ماه 98، روز سه شنبه:

(حکمت 3 / بخل، ترس و فقر)

علی علیه السلام فرمود: بخل ننگ است، و ترس کمبود [و نقصان]. فقر انسان زیرک را از بیان حجت خویش لال و ناگویا می سازد، تنگدست در شهر و دیار خویش غریب و تنهاست.

 

+ 31 تیر ماه 98، روز دوشنبه:

(حکمت 2 / طمع، ذکر مشکلات خود برای دیگران و پُرگویی)

علی علیه السلام فرمود: آن که طمع را شعار خویش ساخت خودش را خوار کرد، و آن که [گرفتاری و] سختی خویش را فاش نمود به پستی و ذلت تن داد، و آن که زبانش را فرمانده ی خویش ساخت ارزش خود را کاست.

 

+ 30 تیر ماه 98، روز یکشنبه:

(حکمت 1 / شیوه ی رویارویی با فتنه ها)

علی علیه السلام فرمود: هنگام رویارویی با فتنه و آشوب [ی که طرفین نزاع در آن باطل گرایند] همچون شتربچه باش، که نه پشتی دارد که بر آن سوار شوند، و نه پستانی که از آن شیر بدوشند.