کتابخانه یاس 📚

درباره بلاگ
کتابخانه یاس 📚

"کتابخانه یاس" بریده هایی است، از کتاب هایِ خوبی که خوانده ام! (ممکن است با تمامِ عقائدی که در کتابی عنوان میشود، موافق نباشم! و صرفا به دلیلِ خوب بودنِ اکثرِ مطالبِ کتاب، آن را معرفی کنم!)

+ من مسئولیتی در قبالِ تفکر و عقیده ی نویسندگان، خارج از دنیای کتاب ها ندارم!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۹ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

۳۰ آبان ۹۸ ، ۱۷:۳۱

معرفتِ امام

می گویند مردی خراسانی رفت پیش امام صادق علیه السلام که ما می خواهیم قیام کنیم. امام صادق علیه السلام گفتند برو توی تنور. گفت من؟! من شیعه و محب و فلان، چرا من توی تنور بروم؟! صحابۀ دیگری از امام صادق علیه السلام آمد. گفتند برو توی تنور. رفت و نشست و همان طور داشت صحبت می کرد. بعد امام گفتند هر وقت به این نقطه رسیدید ما خودمان می دانیم کی قیام کنیم؛ یعنی بحث معرفت امام به شعر و حرف نیست، به عمل است. هر کاری هم که قرار است عمل شود تمرین می خواهد. به نظر من اربعین یک تمرینی است برای کارهایی که بعدها شیعه می خواهد در دورۀ ظهور انجام بدهد.

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۹ آبان ۹۸ ، ۱۷:۲۹

حجاب

حجاب یعنی خود را به نمایش نگذاشتن. حجاب یعنی کار را فقط برای خدا انجام می دهم و لاغیر. اینکه در حجاب، اجباری نیست شاید به همین معنی باشد. حجاب یک درجۀ معنوی است و یکی از زیبایی های دین تا نشان دهید که برای خدا یک بنده اید.

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۸ آبان ۹۸ ، ۱۷:۲۷

زیارتِ هدفمند

مهم ترین تفاوتی که زیارت اربعین با وقت های دیگر دارد هدفمند بودنش است. یک جریانی دارد مردم را یک جایی می برد که شبیه هیچ جای دیگر نیست. زیارت همیشه و در تمامی مناسبت ها ثواب دارد. کربلا همیشه مهم ترین جای عالم است؛ ولی به نظرم اربعین یک چیز دیگر است. در اربعین امام حسین علیه السلام یک سفره پهن کرده برای همه. یک سفره پهن کرده که روی همه را کم کند و بگوید شما که می گفتید می خواهیم به درد دین بخوریم، شما که می گفتید کاش در آن زمان بودیم و کمک می کردیم، این هم سفره...

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۷ آبان ۹۸ ، ۱۷:۲۷

پیاده روی اربعین

پیاده روی زیارت اربعین شد یک آیین؛ آیینی که در آن مهم نیست تو غریبه ای یا آشنا، که اصلاً غریبه ای وجود ندارد. همۀ ما یک مولا داریم و دل خوشیم به یک نگاه مولا و آموخته ایم که هر جا غریبه ای نباشد و دل ها به هم گره بخورد، حتماً نگاه مولا هست. حالا دیگر حتی مهم نیست تو از کدام کشور می آیی؟ دوست بوده ای یا دشمن؟ مهم این است که همۀ ما رو به یک مقصد داریم. پس دیگر دشمنی وجود ندارد. هر چه هست محبت است و همدلی.

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۶ آبان ۹۸ ، ۱۸:۱۶

زیارت امام حسین علیه السلام

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «کسی که به قصد زیارت امام حسین علیه السلام از منزلش خارج شود، اگر پیاده باشد خداوند بابت هر قدمش یک حسنه می نویسد و یک گناه از او محو می کند. وقتی به حرم می رسد، خداوند او را جزء صالحان برگزیده می نویسند. وقتی مناسکش تمام می شود، خداوند نام او را جزء فائزان و رستگاران می نویسند. وقتی می خواهد بازگردد، فرشتۀ الهی در مقابلش قرار می گیرد و می گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما سلام می رساند و مژده می دهد عملت را از سر بگیر که تمام گناهان گذشته ات بخشیده شده است.»

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۵ آبان ۹۸ ، ۰۸:۳۲

زیارتِ پیاده

در تاریخ و فرهنگ شیعه، زیارتِ پیاده یکی از شکل های سفر بوده که نشان دهندۀ شوق و اشتیاق سالک است. گاه در برخی از روایات تأکید شده که حتی اگر پایی نداشتی، بر روی دو زانو یا با کشیدن سینه هایت روی زمین به سمت امامت حرکت کن.

 

+ موکب آمستردام - بهزاد دانشگر

Bookworm
۲۴ آبان ۹۸ ، ۲۱:۰۶

حاج محمد آبدارچی

حاج محمد معماریان ضریح را گرفته بود گریه می کرد؛ چه گریه ای. طیب دست حاج محمد را گرفت و کشید و خارج از صف به داخل فرستادش. حاج محمد هم زانوهایش تاب نیاورد و نشست. دست کشید به سنگ ها. گریه امانش را برید. طیب آرام به سید افضل چیزی گفت. سید افضل سر تکان داد. اجازه دادند حاج محمد معماریان بیشتر داخل بماند. امام حسین علیه السلام حاج محمد آبدارچی را محکم تر و بیشتر از همه در آغوش کشید.

 

+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی

Bookworm
۲۳ آبان ۹۸ ، ۱۵:۴۱

فالح

فالح خیلی خوشحال بود. سر حرفش باز شده بود و می گفت از این سفر که برگردد دیگر به نمازش بیشتر اهمیت می دهد و حتماً ازدواج می کند. می گفت: «من رانندۀ تریلی حامل ضریح امام حسینم. در خواب هم نمی دیدم.» بعد خودش را «فلوحی» (فلوحی یک جور اسم تحبیب فالح است.) صدا زد و به عربی چیزی گفت. باز هم دو تا بوق تشکر برای خدا زد و از شیشۀ جلو آسمان را نگاه کرد. به نظرم خیلی از فرشته ها در آسمان به این رابطه، که با کمترین مقدمه ای بین فالح و خدایش برقرار شده بود، حسودی می کردند. فرشته ها را چه کار دارم. خودم داشتم از حسادت می ترکیدم.

 

+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی

Bookworm
۲۲ آبان ۹۸ ، ۱۸:۵۱

منتسب

«قضیۀ ناصبی، یعنی دشمن اهل بیت، هم چیزی است که ریشه اش برمی گردد به همان صدر اسلام. از آن موقع بوده و الان هم هست. ما در مقابل حرف های آن ها استدلال داریم. ما می گوییم شما مگر پردۀ کعبه و جلد قرآن را نمی بوسید؟ این ها که جماد هستند. معلوم است که این کار به خاطر انتساب است، والّا کسی پارچه و چرم و کاغذ را که احترام نمی کند. ضریح امام حسین هم یک علامت و نماد است منتسب به امام حسین. ما به خاطر اعتقاد و علاقه و ارادت به امام حسین به ضریح و هر چیز منتسب به او احترام می گذاریم.»

 

+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی

Bookworm
۲۱ آبان ۹۸ ، ۰۴:۵۹

همراهِ کاروان

امیر حسامی هم گفت در خرم آباد مشغول گرفتن عکس بوده، که کسی جلو می آید و می پرسد همراه کاروان است. وقتی او جواب مثبت می دهد، بغلش می کند و ده دقیقۀ تمام در بغل او گریه می کند.

 

+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی

Bookworm