کتابخانه یاس 📚

درباره بلاگ
کتابخانه یاس 📚

"کتابخانه یاس" بریده هایی است، از کتاب هایِ خوبی که خوانده ام! (ممکن است با تمامِ عقائدی که در کتابی عنوان میشود، موافق نباشم! و صرفا به دلیلِ خوب بودنِ اکثرِ مطالبِ کتاب، آن را معرفی کنم!)

+ من مسئولیتی در قبالِ تفکر و عقیده ی نویسندگان، خارج از دنیای کتاب ها ندارم!

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
۲۱ آبان ۹۸ ، ۰۴:۵۷

روضه ی خوب

در یکی از روستاها، مثل خیلی جاهای دیگر، گوسفند قربانی کردند. سعید صنیعی صدایم زد و گفت: «دیدی گوسفند را سر برید؟ حالا صبر کن ببین چه کار می کند.» مردی که سر گوسفند را بریده بود، بعد از جان دادن حیوان، لاشه اش را کشید و برد در حاشیۀ جاده. سعید گفت: «دیدی؟ گوسفند را کشید کنار، که زیر دست و پای مردم نماند. لشکر یزید همین قدر هم معرفت نداشتند که لااقل بدن امام حسین علیه السلام را کناری بکشند. قربان امام حسین علیه السلام که برای لگدمال کردن بدن مقدسش، به اسب ها نعل تازه زدند.» سعید همان طور که یک دفعه ظاهر می شد، همان طور هم یکباره دنبال کاری دیگر می رفت. سعید که رفت، ده پانزده دقیقه نشستم گوشه ای و های های گریه کردم. تریلی می رفت و باد سرد همراه با صدای موتور برق و نوحه ای که از بلندگو پخش می شد، فرصت خوبی برایم درست کرده بود، که یک دل سیر گریه کنم. مدت ها بود روضه ای به این خوبی نشنیده بودم.

 

+ پنجره های تشنه - مهدی قزلی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی